ميرزا محمد حيدر دوغلات
380
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ساخته و مقرر كرده كه على الصباح از هر طرف دور آورند و همان شب اين لشكر از كاسان رسيد . به خيال قلعهگيرى متوجه شدند ، غافل از آنكه لشكر خان آمده و خان خود وقت طلوع فجر از قلعه برآمده مستعد مصاف گشته بود . در راه كه موضعى است توتلوق نام به هم ملاقى گشتند . از هر طرف صفها كشيدند و سوران انداختند . خصوصيات اين جنگ تطويل دارد . بالجمله نسايم فتح و فيروزى بر شقه علم خان وزيدن گرفت ، غبار مرگ و ادبار را بر مفارق اعدا افشاندن . چنان كه نسايم فتح خانى ، اعداى خاكسار را كه از كثرت چون كوه مىنمودند ، چون كاه به باد هزيمت برداد و شكست عظيم بر لشكر ميرزا ابابكر افتاد . هر كسى كه كشته شد ، شد و هر كس كه به دست اهل عساكر نصرت مآثر دستگير بودند ، به تمام جمع ساخته در قوروق اندجان حكم قتل صادر شد و خيل خيل مىنشاندند و مىكشتند . در آن اثناى ، عمّم زانوى شفاعت بر زمين التماس نهاده معروض داشت كه الحمد للّه و المنّة كه به اين فتح كه مفتاح شهر بند ممالك كاشغر است ، رجاء من وثوق هر چه تمامتر يافته است كه كاشغر به اسهل وجوه ميسر گردد . اين جمع كه اين زمان كشتن ايشان مرغوب ( 166 پ ) مذهب انتقام است همه مردم آن ديارند ، اگر بر ايشان ابقا نرود كانّه كه كاشغر قتل عام يافته است و اين امر موجب ندامت گردد ، چون اين باقى ماندهها را سيورغال شود ، مراتب حسنه به مراتب كثرت تزايد پذيرد 241 چون اين عريضه به سمع مبارك خان رسيد به قلم عفو رقم بخشش را در تختهء هستى آن جماعت كشيد . مقدار سه هزار كس به يك بار از كشتن خلاصى يافتند و به غوغاى عام دست به دعا برداشتند ، به مراسم دعوات صالحه كه شكرگزارى « 1 » تواند بود اقدام نمودند . چون اين فتح شگرف روى نمود ، اوزبك نيز پاى تأمل را در دامن تأنى كشيدهتر داشت . بعد از وقوع اين امر خبر شكست حمزه سلطان و كشته شدن او به دست بابر پادشاه در آن مصاف رسيد . بعد از اندك زمانى خبر توجه پادشاه بر سمرقند و برآمدن مردم سمرقند و آمدن اوزبك هر كه بود و هر چه بود ، همه به باد فرار بدر رفتند به آن نوع
--> ( 1 ) . نب : گذارى .